تبلیغات
شاعرانگی های احسان افتخاری زاده

شاعرانگی های احسان افتخاری زاده
سروده های طنز عمو مرسی 
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
آیا مطالب سایت راضی کننده بود؟




پیوندهای روزانه

مشت آخر

در شبی تاریک و سوزان

در زمان نوجوانی

عزم ره کردیم با چند

از رفیقان جوانی

ناگهان این فکر شیطان

 در سر ما رفت و ما هم

خام  حرف او شدیم و

زنگ در هی می زدیم و

چون غزالی می دویدیم

در همین اوضاع و احوال

بر سر زنگی رسیدیم

غافل از پشت در آن

هریکی زد زنگ زنگان.....

ناگهان در وابگردید و

جوانی پیلتن پیدا بگردید و

یک یکی مان را گرفت و

با سر و دست و لگد هم

یک یکی مان را تکاند و

با خیال خوب و راحت

پند و اندر زش به پا شد

گفت با نرمی زبانی

گر زدم با دست و پایم

یا شکستم دست و پاتان

نیّتم خیر و ثواب است

خوب می خواهم براتان

گفتم او را ای جوانمرد

کم زدی جانم فدایت

یک،دو دندان هست باقی

می گذاری خاک پایت؟

گفت بابا این چه حرفی است

این که قابل هم ندارد

با شه حالا چون شمایید

آن دو هم خاک پایم

جایتان خالی عزیزان

مشت دیگر را نوازید

آن دو هم در هم بپیچید

حال ما را خوب جا خواند

هر صبا ر فکرش هستم

تا پس گردن بسوزم

باز از کاری که کردم

وای برمن




طبقه بندی: طنز،
برچسب ها: زنگ در خانه را زدن، کتک حسابی، دندان شکسته،
[ جمعه 20 خرداد 1390 ] [ 06:13 ب.ظ ] [ عمو مرسی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


من عمو مرسی متولد هزارو سیصد و خورده ای متولد اراک هستم و تاکنون کاری جز شرمنده کردن خدا از آفرینش خود نکرده ام.شعر های ا.باران را با کلیک روی موضوع مربوط بخوانید ما هم طنز داریم و هم شعر احساسی .......

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

طنز داغ

امکانات وب
کسب درآمد